تبلیغات
♡♡♡ وبلاگ مهـــرساسهیــل ♡♡♡ - زمونه ...خسته ام ازش...
???




آن زمان که عـاشق هـم بودیم،

وقـتی سر چیز هـای کوچیک قهر میکردیم

هردو می خندیدیم

و میگفتــیم چه بچگـانه بود قهرمان..

یـادم است،

تـو همیشه بــا دلهره میگـفتی:

ترسم از روزی است

که عشـق من را هم. به حــساب بچگـی بگذاری

حـال از آن روز هـا سـال هـامیگذرد

و من چیزی را که تو از آن

دلهره داشــتی

دیدم!

که رو به رویم می ایـستی

و میگــویی

تــو فقـط عـشــق بچگـی ام بــودی...

میبیــنی؟

زمونه چه چیـزهـا که یادمان نمیدهد....

soheil



تاریخ : جمعه 17 آذر 1391 | 11:54 ب.ظ | نویسنده : soheil | نظرات دوستای گلم...

ایکون های ونوس

چشمگیر

چشمگیر

چشمگیر

چشمگیر

چشمگیر

چشمگیر

چشمگیر

چشمگیر

چشمگیر

چشمگیر

چشمگیر

چشمگیر

چشمگیر

چشمگیر

چشمگیر

چشمگیر

چشمگیر

چشمگیر

چشمگیر